Negarin Crafts Logo
    • Avanceret søgning
  • Gæst
    • Log på
    • Tilmeld
    • Nattilstand
سعید جعفرزاده Cover Image
User Image
Træk for at flytte omslaget
سعید جعفرزاده Profile Picture
سعید جعفرزاده
  • Tidslinje
  • Kan lide
  • Følge
  • Tilhængere
  • Fotos
  • Videoer
  • Hjul
سعید جعفرزاده profile picture
سعید جعفرزاده
7 i

#ney #ney_haft_band #ney_labak #balaban #sorna #ney_mahali #saz #sakht_saz #نی_هفت_بند #نی_دندونی #نیلبک #بالابان #سرنا #موسیقی #هنرمندان_ایرانی #هنرمند
بالابان

image
Synes godt om
Kommentar
Del
سعید جعفرزاده profile picture
سعید جعفرزاده
7 i

#ney #ney_haft_band #ney_labak #balaban #sorna #ney_mahali #saz #sakht_saz #نی_هفت_بند #نی_دندونی #نیلبک #بالابان #سرنا #موسیقی #هنرمندان_ایرانی #هنرمند
نی لبک

image
Synes godt om
Kommentar
Del
سعید جعفرزاده profile picture
سعید جعفرزاده
7 i

#ney #ney_haft_band #ney_labak #balaban #sorna #ney_mahali #saz #sakht_saz #نی_هفت_بند #نی_دندونی #نیلبک #بالابان #سرنا #موسیقی #هنرمندان_ایرانی #هنرمند

کونا

image
Synes godt om
Kommentar
Del
سعید جعفرزاده profile picture
سعید جعفرزاده
7 i

#ney #ney_haft_band #ney_labak #balaban #sorna #ney_mahali #saz #sakht_saz #نی_هفت_بند #نی_دندونی #نیلبک #بالابان #سرنا #موسیقی #هنرمندان_ایرانی #هنرمند

image
Synes godt om
Kommentar
Del
سعید جعفرزاده profile picture
سعید جعفرزاده
7 i

#ney #ney_haft_band #ney_labak #balaban #sorna #ney_mahali #saz #sakht_saz #نی_هفت_بند #نی_دندونی #نیلبک #بالابان #سرنا #موسیقی #هنرمندان_ایرانی #هنرمند

image
Synes godt om
Kommentar
Del
 Indlæs flere indlæg
    Info
  • 16 indlæg

  • Han
  • 08/12/70
  • Arbejder kl مرودشت کارگاه ساخت ساز(تخت جمشید
  • Bor i Iran (Islamic Republic of)
  • Placeret i مرودشت پرسپولیس
Om

پدرم مرد بسیار شریفی هست و من هر چه دارم از لطف خدا و زحمات پدر و مادرم مخصوصا پدرم دارم که به پیشه بزازی اشتغال داشت. سال‌ها پیشتر که با بابا می رفتیم توی بازار وکیل شیراز جنس بخریم، یه نی‌لبکی زنی بود، خیلی قشنگ نی لبک می‌زد. اسمش کاظم فلوتی بود، این رو بعدها فهمیدم. خیلی قشنگ فلوت می‌زد یعنی اینقدر قشنگ که من باهاش چندین بار بازار رو بالا و پایین می‌رفتم. پدرم که علاقه من رو دید بهم گفت برات یک نی‌لبک می‌خرم.

منتها این نی‌لبک‌ها طوری بود که بعد از چند وقت وقتی باهاش ساز می‌زدی اون زبانه داخلش باد می‌کرد و صدا ازش بیرون نمی‌اومد. تا این‌که در بازار وکیل شیراز پدرم یک دوستی داشت به نام آقای انوشه که گفت، آقا نگاه کن نی‌لبک به دردش نمی‌خوره تو باید براش نی دندونی بگیری.

گفت که از کجا بگیرم؟ گفت فکر کن مثلا از تاداون جهرم. حالا تاداون جهرمتا شیراز فاصله داشت، ما هم که بابام ماشین نداشت، یک موتور سیکلت ایژ خیلی با ابهتی داشت. عالی بود، این‌قدر دوستش داشتیم، چقدر خاطره...! خیلی موتور جالبی بود اصلا تک بود.
یه روز صبح جمعه، تابستون پدرم من رو با موتور برد شیراز، و از اون‌جا با موتور رفتیم به سمت جهرم، نرسیده به جهرم هست فکر می‌کنم، تادوان هست روستای تادوان. تاتوان بهش می‌گن.

بعد اونجا مرکز خوبی بود که آب خیلی زیادی رد می‌شد و یه چشمه توی کوه بود که آب را از روی کوه آورده بودن و مسیرش را درست کرده بودن به یه شکلی که باغ‌ها را آب بدن. بعداین آب از روی یه دره رد می‌شد. حالا اون دره دیوارهای خیلی بلندی داشت که وقتی آب از مسیر خودش به پایین نشت می‌کرد، باعث شده بود نی در دیواره‌ها بروید. اونجا نی معروفی داشت، البته الان دیگه خشک شده، من بیست سال جلوتر اونجا رو مجددا رفتم و دیدم.

خلاصه اونجا یک نفر بود به نام مشتی احمد که نی درست می‌کرد. وقتی رسیدیم به تادوان با بابام رفتیم پیش مشتی احمد درب خونش رو زدیم و گفت بفرمایید: که بابام بهش گفت اومدم برای پسرم یک نی بگیرم. مشت احمد گفت الان که فصل نی نیست، فصل نی مثلا پاییزه، برج ده یا یازده هست اون موقع نی خوب داره، ندارم. بابام بهش گفت من این همه راه اومدم نگذار دست خالی برگردم. من هم خیلی ناراحت شدم اومدیم خداحافظی کنیم و مشت احمد خواست درب رو ببنده، من درب رو گرفتم و پام رو گذاشتم لای درب، گفتم من اومدم اینجا نی بگیرم، من نمیرم تا نی گیرم نیاد نمیرم. گریه می‌کردم. بعد این مشتی دلش سوخت و گفت صبر کن، رفت تو خونه و یک داس و یک چیزی داشت که با خودش آورد و گفت با هم بیاین تا با موتور بریم در خونه فلانی. البته مشتی احمد یه بنده خدای دیگه‌ای رو می‌گفت. وقتی به خونه فرد دوم رسیدیم، مشتی احمد باهاش یه صحبتی کرد و اون فرد به داخل خونه برگشت و بعد از حدود پنج دقیقه با یک اسلحه گلوله زنی برگشت فکر کنم اسلحه برنو بود.
خلاصه اومدیم رفتیم کنار اون رودخونه و اون دره واون دیواره‌های بلندی که نی داشت. دیواره‌ها طوری بود که نه از پایین راه کسی راه داشت بره بالا و نه از بالا کسی راه داشت بیاد پایین. مشتی احمد دوربین خودش رو درآورد و شروع کرد با دوربین نگاه کردن به نی‌هایی که توی دیواره بلند روییده شده بود حدود ده الی پانزده دقیقه‌ای در نی‌ها تاب خورد، اومد این طرف، اومد اون طرف تا یه دونه نی رو انتخاب کرد. بعد مشت اومد به اون میرشکار اون نی مدنظر رو نشون داد. همین حالت که مشت احمد می‌خواست به میرشکار بفهمونه که کدوم نی مدنظر هست خودشت ربع ساعت طول کشید. مشت احمد بهش می‌گفت بغل اون چیز یه سنگ کوچیک هست، اون شاخه کج شده، فلان قسمت شکسته، نی قیافش اینطوری هست تا متوجه شد که کدوم نی رو مشت احمد مورد نظرش هست. میرشکار تفنگ رو کشید به کول و نی رو نشونه گرفت و سه تا تیر به ریشه نی زد تا نی از دیواره دره جدا شد و افتاد پایین. من دویدم نی رو آوردم بعد که اوردم گفت به به عجب نی! آقا، مشت احمد پوست نی رو سریع کند و رفتیم خونه و یه چاله آتش درست کرد و چنتا سیخ برداشت گذاشت تو آتش تا گرم شد و خلاصه نی رو بالاخره درست کرد.
حالا چرا این کار رو کرد، نی تو نیزار باید ابتدا خشک بشه تا قابلیت تبدیل شدن به نی داشته باشه، اما چون که فصلش نبود سخت بود که بشود به سرعت نی درست کرد. از طرف دیگه چون نی توی دیواره قرار داشت و در دسترس نبود چند سال گذشته بود که خودش خشک شده و آماده برای نی درست کردن بود، خوب بود دیگه. بعد پوستش رو کند و گرمش کرد و صافش کرد و داخلش رو سوراخ کرد و چندتا سوراخ هم روی نی زد و اینها خلاصه شروع که به نی زدن با همون نی. دیدیم به‌به چه صدایی، نی رو گرفتم و گفتم کاری نداری، خداحافظ. بابام حق‌الزحمه هر دو نفر رو داد، هم به میرشکار هم به مشت احمد.
خوب ببین همین مساله باعث شد که من بهساخت نی علاقه‌مند بشم، که چه جوری درست کنم و چه شکلی باشه. دیگه مادره تمام اون نی‌ها همونی بود که مشت احمد خدا بیامرز به من یاد داد که چه جوری میشه چجوری نمیشه.

    Albums 
    (0)
    Følge 
    (1)
  • علیرضا نیک ذات
    Tilhængere 
    (5)
  • حمید زارعی
    محمود حشمتی نژاد
    محمد کشاورز
    زهرا نیک فطرت
    E Z
    Kan lide 
    (0)

© 2025 Negarin Crafts

Sprog

  • Om
  • Blog
  • Kontakt os
  • Mere
    • Fortrolighedspolitik
    • Vilkår for brug

Uven

Er du sikker på, at du vil blive ven?

Rapportér denne bruger

Vigtig!

Er du sikker på, at du vil fjerne dette medlem fra din familie?

Du har stukket Saeidjafarzadeh

Nyt medlem blev tilføjet til din familieliste!

Beskær din avatar

avatar

© 2025 Negarin Crafts

  • Hjem
  • Om
  • Kontakt os
  • Fortrolighedspolitik
  • Vilkår for brug
  • Blog
  • Sprog

© 2025 Negarin Crafts

  • Hjem
  • Om
  • Kontakt os
  • Fortrolighedspolitik
  • Vilkår for brug
  • Blog
  • Sprog

Kommentar rapporteret med succes.

Indlægget blev tilføjet til din tidslinje!

Du har nået din grænse på 5000 venner!

Filstørrelsesfejl: Filen overskrider den tilladte grænse (244 MB) og kan ikke uploades.

Din video behandles. Vi giver dig besked, når den er klar til visning.

Kan ikke uploade en fil: Denne filtype understøttes ikke.

Vi har registreret voksenindhold på det billede, du uploadede, og derfor har vi afvist din uploadproces.

Del opslag på en gruppe

Del til en side

Del med bruger

Dit indlæg blev sendt, vi vil snart gennemgå dit indhold.

For at uploade billeder, videoer og lydfiler skal du opgradere til professionelt medlem. Opgrader til Pro

Rediger tilbud

0%

Tilføj niveau








Vælg et billede
Slet dit niveau
Er du sikker på, at du vil slette dette niveau?

For at sælge dit indhold og dine indlæg, start med at oprette et par pakker. Indtægtsgenerering

Betal med tegnebog

Slet din adresse

Er du sikker på, at du vil slette denne adresse?

Fjern din indtægtsgenereringspakke

Er du sikker på, at du vil slette denne pakke?

Opsige abonnement

Er du sikker på, at du vil afmelde denne bruger? Husk, at du ikke vil være i stand til at se noget af deres indtægtsgenererende indhold.

Fjern din indtægtsgenereringspakke

Er du sikker på, at du vil slette denne pakke?

Betalingsadvarsel

Du er ved at købe varerne, vil du fortsætte?
Anmod om tilbagebetaling

Sprog

  • Arabic
  • Bengali
  • Chinese
  • Croatian
  • Danish
  • Dutch
  • English
  • Filipino
  • French
  • German
  • Hindi
  • Indonesian
  • Italian
  • Japanese
  • Korean
  • Persian
  • Portuguese
  • Russian
  • Spanish
  • Swedish
  • Turkish
  • Urdu
  • Vietnamese