فرشته دهقان में नई फ़ोटो जोड़ीं گلهای بابونه
6 में

#seramik #sofal #سرامیک #سفال
داستان «سمفونی بابونه ها»:
ما یه کارگاه کوچیک در شیراز داریم که چند نفر با هم کار می‌کنیم، تو کارگاه سفال‌سازی ما همه چیز از دست، رویاها، یکدلی و احساس شروع می‌شه و با دست تموم میشه. مثلا برای اینکه یک کار جدید بدیم باید اول از جایی الهام بگیریم، قالب بزنیم، تک‌تک فرم‌ها و شکل‌ها رو روی کار با دست بکشیم، توی کوره پخت قرار بدیم و ... همسرم استاد مجسمه‌ساز هست و دوستی داره اهل موسیقی. یک روز ما برای اجرای کنسرت دوست همسرم به شهرستان فیروزآباد استان فارس دعوت شدیم و با بچه‌های کارگاه همگی راه افتادیم. مسیر فوق‌العاده جذابی داشت، از گردنه‌های پیچ تو پیچ گرفته، دشت‌های پر از درختان وحشی بنه و بادام کوهی تا بوته‌های گون و دریاچه سد فیروزآباد همه و همه پر از زیبایی و فریبندگی بود. در مسیر رفت برای استراحت و صرف چایی، یک جای خیلی قشنگ رو برای توقف انتخاب کردیم تا کمی استراحت کنیم و گپی با هم داشته باشیم. در عین حالی که چایی رو صرف می‌کردیم، هر کدوم از ما در افکار و آرزوهای خودمون فرو رفته و بدون این‌که کلمه‌ای رد و بدل کنیم مسحور دشت و فضای رویایی اون شده بودیم. باد ملایمی می‌وزید و گل‌های بابونه وحشی رو به رقصی دسته‌جمعی دعوت کرده بود. باد مثل یک سمفونی می‌وزید و گل‌ها در رقصی دیوانه‌وار خم و راست می‌شدند. انگار در برابر ما به ترتیب تا کمر خم شده و تعظیم می‌کردند و این حرکت مرتب تکرار می‌شد. هر کدوم تصویری از این صحنه در ذهن داشتیم. پس از صرف چای و گپ و گفت مختصر، دشت پر از گل‌های بابونه و سمفونی باد رو رها کردیم و با گذر از زیبایی‌های مسیر و خاطرات بجا مانده از سلسله ساسانیان، وارد شهر فیروزآباد شدیم. کمی تا شروع کنسرت باقی مانده بود و تصمیم گرفتیم در شهر کمی بچرخیم و هدیه‌ای درخور برای دوستمان بگیریم. پس از کلی پیشنهاد و صحبت، تصمیم به خرید یک سبد گل گرفتیم. وارد اولین گل فروش که شدیم، صحنه‌ی جالبی دیدیم که یه لحظه همه بی اختیار به هم با تعجب نگاه کردیم و زدیم زیر خنده. گفتم به اونی کهمن فکر می‌کنم شما هم فکر می‌کنید؟ همه با خنده گفتند عالی میشه. چون، تو گل فروشی گلدون‌هایی از گل بابونه می‌فروختند. انگار در و تخته با هم جور شده بود. با خوشحالی گلدونی از گل‌های بابونه رو گرفتیم و به کنسرت رفتیم. کنسرت هم با همه‌ی زیبایی‌هاش به پایان رسید و استاد موسیقی، ما رو به همراه همسرم به صرف چایی دعوت کرد. گلدون بابونه، پیشکشی بس گران‌بها از سفر ما بود که تقدیم استاد کردیم و این شد اولین جرقه‌ای برای ما که از گل‌های بابونه بر روی کارهامون استفاده کنیم و خدا رو شکر استقبال گرم و خوبی ازش شد.

image
image